الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
226
تفسير تطبيقى (فارسى)
ابو العباس ابن عقده نيز به نگارش كتابى پرداخت و در آن طرق حديث غدير را گرد آورد « 1 » پس جايى براى مناقشه در اصل حادثه و اعلان « من كنت مولاه فعلى مولاه » نيست . د ) إنكار دعاى « اللهم وال من والاه . . . » در ادامه إعلان ولايت در برخى از گزارشهاى حادثه غدير پس از اعلان ولايت امام على ، دعاى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود : « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله » به چشم مىخورد ، با آنكه اين قسمت در گزارشهاى جريان غدير فراوان است ، ابن تيميه آن را انكار كرده مىگويد : شكى نيست كه اين بخش از حديث به اتفاق حديثشناسان دروغ است چون دعاى پيامبر خدا قطعا مستجاب مىشود ولى اين دعا مستجاب نشده ، پس اين دعا از پيامبر خدا نيست چون اكثر آنان كه از سابقين در اسلام بودند على را در جنگهاى زمان خلافتش يارى نكردند بلكه برخى از آنان با على [ عليه السّلام ] جنگيدند و آنان همان گونه كه در صحيحين آمده به دوزخ نمىروند چون آنان از اصحاب شجرهاند [ در صلح حديبيه ] آنان هم كه با على [ عليه السّلام ] جنگيدند دچار خوارى و خذلان نشدند بلكه [ پس از امام على عليه السّلام ] با كفار جنگيدند و خدا آنان را يارى كرد و به فتوحات نايل شدند پس كجاست يارى خدا نسبت به آنان كه در صف على [ عليه السّلام ] بودند ؟ . « 2 » اين ادعاها از ابن تيميه باطل و مخالف با موازين و معيارهاى قرآن و حديثشناسان اهل سنت است چون : اولا : طرق احاديثى كه در آنها پس از عبارت « من كنت مولاه فعلى مولاه » دعاى « اللهم وال من والاه . . . » آمده ، بسيار و سند برخى از آنها از نظر حديثشناسان بزرگ اهل سنت صحيح مىباشد ، از جمله حاكم نيشابورى اين حديث را نقل كرده و
--> صحت اخبار وارده درباره غدير خم ، سخن گفته و پس از آن فضايل امام على را آورده است اين كتاب ناتمام مانده است . . . » همان ، ص 80 . ( 1 ) . ر . ك : تاريخ بغداد ، ج 8 ، ص 146 و نيز على ابن اثير ، اسد الغابة ، ج 3 ، ص 274 . ( 2 ) . احمد ابن تيميه ، منهاج السنة ، ج 2 ، ص 16 ، 17 ، 85